عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
235
منازل السائرين ( شرح عبد الرزاق الكاشانى ) ( فارسى )
درجهء دوم ، دهشت سالك است هنگامى كه جمع بر رسم او غلبه مىكند . [ يعنى حضرت فردانيت بر صورت خلقى بنده چيره و مستولى مىشود . و اين نخستين تجلى ذات احدى است ، و ازآنرو به آن « حضرت جمع » مىگويند كه متفرقات را در عين وحدت جمع مىكند و گرد مىآورد . در اين مقام سالك مشاهده مىكند كه همه چيز ناگهان در عين وحدت فانى گشت ؛ و ازاينرو ، مبهوت و مدهوش مىشود . ] و [ هنگامى كه ] سبق بر وقت بنده چيره مىشود . [ و آن عبارت است از غلبهء شهود بقاى ازلى حق بر وجود حادث . و اين موجب مىشود كه بنده به شهود قدم مشغول شود و از شهود حدوث بازماند . چون حادث ، هنگام تجلى قديم ، از ميان مىرود . ] و [ هنگامى كه ] مشاهده بر روح بنده مستولى مىگردد . [ مقصود مشاهدهاى است كه با چشم حق در مقام محبوبيت حاصل مىشود . در اين مقام ، بنده حقتعالى را با چشم حق مىبيند ، و در عين حال تعيّن روحى باقى است . ] و الدرجة الثالثة دهشة المحبّ ، عند صولة الاتّصال على لطف العطيّة ، و صولة نور القرب على نور العطف ، و صولة شوق العيان على شوق الخبر . درجهء سوم ، دهشت محب است هنگامى كه اتصال [ به منبع نور ] بر لطف عطيه « 1 » [ - نور محبوب و فيض او كه بهطور مستمر به محب مىرسد ] غلبه مىكند ؛ و نور قرب [ و نزديكى به حقتعالى ] بر نور عطف [ محبوب و رحمت رحيميهء او ] چيره مىشود ؛ [ در اين هنگام وقتى بنده نهايت قرب را كه با اتصال به منبع نور حاصل مىشود ، درمىيابد و نور وجه كريم را شهود مىكند ، مدهوش و مبهوت مىگردد . ] و [ هنگامى كه ] شوق عيان [ و ديدار حق ] بر شوق خبر مستولى مىشود . [ زيرا
--> ( 1 ) - لطف عطيه ، عطا و هديهاى است كه نزد كسى كه مىپذيرد ، جايگاهش نيكوست .